آرزو سلطانی_ امروزهفتم آبان ماه است وبرای آماده شدن برای شرکت در همایش پدافند غیرعامل در مجتمع مس سرچشمه جلوی نگهبانی ساختمان فرمانداری ایستاده‌ام .
ساعت از 7 می‌گذرد و دوتا از خبرنگارها رفته‌اند و من مانده‌ام تا با یکی از دوستانم باهم برویم .
مسئول روابط عمومی فرمانداری هنوز نیامده است و کم‌کم کارمندان این ارگان در حال آمدن هستند و برای انگشت زدن به داخل نگهبانی می‌آیند.
اما به گمانم این سیستم حضوروغیاب خراب است زیرا عده‌ای چند بار دستشان را درون آن قرار می‌دهند و زیر لب می‌گویند:” نچ دوباره که این …”
نگهبان سرباز که برایم صندلی می‌آورد و چند لحظه یک‌بار می‌گوید:”بفرمایید بنشینید کمی طول می‌کشد که کارمندان بیایند” نظرم را جلب می‌کند زیرا برخی از کارمندان که آمده بودند یا در حال آمدن هستند و قبلاً همدیگر را می‌شناختیم الآن با عوض شدن فرماندار گویا آن‌ها هم عوض‌شده‌اند که برخی حتی جواب سلام هم نمی‌دهند و من را نمی‌شناسند.
بالاخره دوستم می‌آید و با هماهنگی مسئول روابط عمومی فرمانداری با اتومبیل رئیس اداره راه و شهرسازی به سمت سرچشمه حرکت می‌کنیم .
بعد از سخنرانی‌های فرماندار و مدیرکل پدافند غیرعامل استان مدیر حراست مجتمع مس سرچشمه از مسائل سایبری و آمادگی‌های لازم این مجموعه در زمان بروز تهدیدات و خطرها در حال گفتن است که فردی اعتراض و حرف او را قطع می‌کند و تأکید می‌کند: ما باید در حفظ منابع ،امنیت و مسائل مربوط به آن بکوشیم و این آماری که می هید نباید کسی بداند و رسانه‌ای شود ولی شما با حضور خبرنگاران اطلاعات می‌دهید؟
صدایش بلند است و احساس می‌کنم که این فرد شان و رسالت خبرنگاران را نمی‌شناسد که آقای احمدی جواب می‌دهد : اطلاعات ما آشکار است …
هنوز این حرکت فرد معترض به حضور خبرنگاران و اطلاعات احمدی برایم هضم نشده است اما این را خوب می‌دانم میزبانان بی‌دلیل خبرنگاران را به این جلسه دعوت نکرده‌اند ولی به‌هرحال حرکت او باعث شد تا حرف‌های احمدی را محرمانه بخوانند و به خبرنگاران بگویند که حرف‌های او را پوشش ندهند هرچند سخنان ارزشمندی بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *