نگاهی به وضعیت مدارس غیرانتفاعی در رفسنجان

 از مدیر مدرسه تا فرماندار

پوریا غیاثی_ آخرین برگ چک را که می‌نویسد، آن را از دسته‌چک جدا کرده و روی پنج‌برگ دیگر می‌گذارد و تحویل مدیر می‌دهد و با دلخوری از مدرسه بیرون می‌آید. رفته بود که کارنامه فرزندش را بگیرد و او را برای سال بعد هم در همان مدرسه ثبت‌نام کند.
کارنامه فرزندش را که می‌خواهد، به او می‌گویند باید شهریه سال آینده را یا به‌طور کامل پرداخت کنی و یا چک بدهی تا کارنامه سالی که گذشت را بدهیم! می‌داند حرفشان تخلف است اما برای حفظ شأن خود، با مسئولان مدرسه بگومگو نمی‌کند. دسته‌چکش را از جیب شلوارش بیرون می‌آورد تا چک‌های شهریه سالی را بکشد که هنوز 3 ماه تا شروع آن مانده است. از تعداد برگه‌های جداشده از دسته‌چک می‌توان حدس زد که کارمند است. شهریه سال تحصیلی 99-1398 را که می‌پرسد سرش سوت می‌کشد؛ 3 میلیون تومان. آن‌هم برای 8 ماه تحصیل یک کودک دبستانی! قبل از اينكه جواب سؤالش را بشنود مطمئن بود كه شهريه نسبت به سال قبل افزايش دارد اما نه 50 درصد. واقعیت این است که همان 2 میلیون تومان سال قبل را هم به‌سختی تأمین کرده بود.
همان‌طور که با نارضایتی و استیصال اولین برگ چک را می‌نویسد می‌داند که شهریه درنهایت خیلی بیشتر از 3 میلیون تومان برایش آب می‌خورد و در ذهن خود مرور می‌کند تمام هزینه‌های اضافی که در طول سال گذشته به مدرسه پرداخته است و حتی یک نفر از والدین حاضر نشده‌اند اعتراض کنند که نکند خدشه‌ای به وجهه اجتماعی و شخصیتشان وارد شود. با تعدادی از آن‌ها صحبت کرده و می‌داند که تقریباً همه از این وضع ناراضی هستند. با آموزش‌وپرورش هم که صحبت کرده است آقایی از پشت تلفن به او گفته که باید حضوری بیایید و فرم شکایت را تکمیل کنید تا رسیدگی کنیم. بازهم ملاحظاتی در این خصوص، مانع شده بود که شکایتش را مکتوب کند. ترجیح داده بود علاوه بر شهریه سنگین؛ هزینه ماژیک، جشن‌ها، مراسم‌ها، آش پختن‌ها، صبحانه دادن‌ها، افطاری دادن‌ها و کمبود امکانات آموزشی و ورزشی مدرسه را تقبل کند تا اینکه آموزش‌وپرورش بی‌خبر را خبردار کند، اگر بی‌خبر باشند.
قبلاً در خصوص مبلغ شهریه تحقیق کرده بود. علی‌الظاهر مدارس غیرانتفاعی هرسال رتبه‌بندی می‌شوند و بر اساس این رتبه‌بندی، حداکثر سقف شهریه مجاز آن‌ها از طرف آموزش‌وپرورش تعیین می‌شود. 3 آیتم مهم در رتبه‌بندی و تعیین سقف شهریه این مدارس شامل امکانات آموزشی، متراژ و نوع ساختمان و معلمین شاغل در این مدارس است. حداکثر سقف شهریه برای سال تحصیلی 99-1398 نیز مبلغ 3 میلیون و 500 هزار تومان تعیین‌شده است. با تلخی، برگ دوم چک شهریه را از دسته‌چک جدا می‌کند و این سؤال را از خود می‌پرسد که این میزان شهریه در ازای چه خدماتی؟ و چرا در طول سال و به‌عناوین‌مختلف، مبالغ دیگری را هم باید بپردازیم؟
خوب می‌داند که طبق آیین‌نامه‌ها و بخشنامه‌های مصوب آموزش‌وپرورش، مدارس غیرانتفاعی باید به ازای هر دانش‌آموز 2 تا 3 مترمکعب حیاط داشته باشند، ساختمان مدرسه باید حتماً شناژ دار باشد و تا شعاع یک کیلومتری، مدرسه مشابهی در آن اطراف نباشد. سومین برگ چک را تلخ‌تر از قبلی امضا می‌کند و از خود می‌پرسد آیا این 3 مورد در همه مدارس غیرانتفاعی رفسنجان اجرا و رعایت می‌شود؟ چه تعداد مدرسه غیرانتفاعی در رفسنجان وجود دارد که یک‌منزل مسکونی را تبدیل به مدرسه کرده‌اند؟ از چنین مدارسی که حتی فضای آموزشی مناسب ندارند انتظار داریم که فضا و امکانات ورزشی و فوق‌برنامه هم در اختیار دانش آموزان قرار دهند؟ چه کسی مجوز فعالیت این مدارس را تائید و صادر می‌کند و چرا؟
در خصوص امکانات آموزشی نیز کدام‌یک از مدارس غیرانتفاعی رفسنجان از امکانات و تکنولوژی روز آموزش در ایران (و نه تکنولوژی روز دنیا) استفاده می‌کنند؟ چه تعداد مدرسه مجهز به تخته‌های الکترونیک است؟ چه تعداد مدرسه دفاتر الکترونیکی (نوت بوک) در اختیار دانش آموزان قرار می‌دهند؟ چه تعداد مدرسه مجهز به سایت کامپیوتر است؟
با معلمین و پشتیبان‌های مدرسه هم که قبلاً صحبت کرده بود، هیچ‌کدام دل‌خوشی نداشتند. هردوی آن‌ها گفته بودند که فقط 8 ماه تحصیلی را حقوق می‌گیرند و 4 ماه باقیمانده از سال را حقوق ندارند. پشتیبان کمتر از 500 هزار تومان در ماه و معلم در بهترین شرایط حداکثر 1 میلیون و 500 هزار تومان دریافتی دارند. در خصوص بیمه هم یا اصلاً بیمه برایشان رد نمی‌شود و یا فقط 15 روز در ماه! پس عزت و کرامت معلمی چه می‌شود؟ یعنی در این شهر هیچ مدیر و مسئولی خبر ندارد که در مدارس غیرانتفاعی چه می‌گذرد؟ مدیران و بازرسان اداره تأمین اجتماعی از این حجم تخلف بی‌خبرند؟ مدیران اداره آموزش و پروش شهرستان چطور؟ همه هم‌زمان بی‌خبرند؟ یا خود را به بی‌خبری زده‌اند؟ نکند که نشسته‌اند یک نفر پیش‌قدم شود و شکایتی راه بیندازد تا پیگیری کنند؟ پس وظیفه نظارتی آموزش‌وپرورش و تأمین اجتماعی چه می‌شود؟ در همین افکار بود که متوجه می‌شود چهارمین برگ چک را هم نوشته است و فقط باید جدايش كند.
همیشه معلمین برایش محترم بوده‌اند؛ اما مبلغ پنجمین برگ چک را که می‌نویسد این سؤال در ذهنش تداعی می‌شود که در شرایط تورمی اقتصاد کشور، چرا فردی حاضر است با حقوقی بسیار کمتر از حداقل حقوق قانون کار، تمام ماه تدریس نماید و درنهایت یا بیمه نشود و یا حداکثر 15 روز؟ و سؤال مهم‌تر این است که چرا مدارس غیرانتفاعی اختیاردارند که معلمین و پشتیبان‌های خود را با معیارها و ملاک‌های خود انتخاب کنند؟ چرا بعضاً افرادی به‌عنوان معلم در این مدارس تدریس می‌کنند که اصلاً استخدام آموزش‌وپرورش نیستند و با استفاده از روابط سببی یا نسبی در این مدارس شاغل شده‌اند؟ مدرک تحصیلی، صلاحیت علمی و توان آموزشی این افراد چگونه بررسی و تائید می‌شود؟ آیا آموزش‌وپرورش معیار و فیلتری در این خصوص دارد که افراد شاغل در این مدارس حداقل مدرک تحصیلی مرتبط داشته باشند؟!
هم‌زمان با صدای ممتد اما کوتاه جدا شدن آخرین برگ دسته‌چک، فکری به ذهنش خطور کرد. با توجه به اینکه این مدارس سال‌هاست که با همین وضعیت مشغول به فعالیت می‌باشند و نهادهای ناظر من‌جمله اداره آموزش‌وپرورش و اداره تأمین اجتماعی شهرستان رفسنجان در بی‌خبری و یا سکوت مصلحتی به سر می‌برند و امیدی به حل مشکل توسط آن‌ها نیست، کاش فرماندار شهر به این موضوع ورود كند تا طبق وعده‌ای که در روز معارفه رسمی‌اش داد (وعده خدمت به خلق)، با سروسامان دادن به وضعیت نابسامان مدارس غیرانتفاعی، خدمتی ارزشمند به قشر کثیری از دانش آموزان و والدین ایشان و همچنین شاغلین مدارس غیرانتفاعی شهر رفسنجان انجام دهند. استارت ماشینش را که چرخاند با خود فکر کرد آیا فرماندار در این خصوص اقدام مؤثری انجام خواهد داد و شهریه نامعقول مدارس غیرانتفاعی را کاهش خواهد داد؟ و از مسئولان ادارات مربوطه توضیحات قانع‌کننده‌ای در این خصوص خواهد خواست؟
دقايقي را در همین افکار بود که خود را جلوی بانک ديد. نفهميد خیابان‌ها را چطور آمده. از ماشينش پیاده شد تا تقاضای صدور دسته‌چک جدید کند…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *