صفحه گفتگو ها

امام‌جمعه رفسنجان و راه‌حل معضل کارتن‌خواب‌ها

   مهدیه کاردوست _ پیرو مطلـبی که در چـاپ قبـل در مـورد وضـعـیـت نـابسـامـان کارتـن‌خــواب‌هــای شهرستان داشتم و اینکه دغدغه مسئولین تا چه اندازه است و چه اقداماتی انجام‌شده و یا خواهد شد. پای صحبت عباس رمضانی امام‌جمعه رفسنجان می‌نشینم؛ وی در صحبت‌هایش این‌چنین می‌گوید:
این وضعیت می‌تواند دلایل متعددی داشته باشد که این افراد به این عمل روی می‌آورند باید عکس این دلایل را عمل کنیم تا دوباره به زندگی عادی و درواقع ارزش و قداست خود برگردند. همه انسان‌ها دارای تکریم هستند و خداوند می‌فرماید: ما بنی‌آدم را گرامی داشتیم، دلایلی که افراد به بیرون از منزل کشانده می‌شوند می‌تواند ناشی از بد ناهنجاری‌های داخل منزل، بد سرپرستی و یا درواقع نداشتن شغل و معیشت سخت و بی‌پناهی و امثالهم باشد. این‌ها تنها بومی رفسنجان نبوده و در بین آن‌ها مهاجرینی هستند که از شهرهای دیگر به اینجا پناه آورده‌اند که باعث شده چهره شهر کدر شود و زیبایی خود را از دست دهد. همین علت‌ها را می‌توان برگرداند و در این راستا ساماندهی انجام داد.
وی یاد حمید ملانوری فرماندار سابق را گرامی داشته و ادامه می‌دهد: ملانوری در سه جهت انگیزه قوی داشت. اول بحث سرمایه‌گذاری بود که در این زمینه تفاهم‌نامه‌های زیادی به امضا رسید و تقریباً بیش از هزار میلیارد به اجرا رسید که بعضی شروع بکار کرده و بعضی در آینده‌ای نزدیک آغاز به کار خواهند کرد. دومین مورد که پیگیری جدی شد بحث برخورد با قلیان بود، علاوه بر اینکه این معضل در پارک‌ها شایع شده بود به‌جای جای شهر و حتی روستاها هم کشیده شده بود. تحت عنوان قهوه‌خانه جوانان به این مخدر جذب می‌شدند. Continue reading

مشاغل فراموش‌شده

آرزو سلطانی _ وقتی در خیابان‌های قدیمی رفسنجان قدم می‌زنم و صدای بوق ماشین‌ها و بوی عطر برخی از مغازه‌ها بسیاری از خاطره‌ها را برایمان زنده می‌شود و گاهی دلمان از بسته بودن برخی از مغازه‌ها می‌گیرد. کمی جلوتر و چند قدمی من زنی که نی چه (وسیله‌ای برای گرفتن عرق برخی از گیاهان) به دست دارد و آدرسی را جویاست. قدم‌هایم را بلندتر برمی‌دارم تا خودم را به او برسانم و او قدم‌هایش را تندتر برمی‌دارد و چهره‌ی گشاده‌اش نشان از پیدا کردن مقصد می‌دهد. از او دلیل این‌همه پرس‌وجو را جویا می‌شوم که جواب می‌دهد: فصل عرق‌گیری است و نی چه ای که با آن کاردارم سوراخ شده و می‌خواهم که اگر درست نشود یکی دیگر بخرم که نمی‌دانستم به کجا بروم تا آدرس اینجا را بالاخره پیدا کردم. مغازه‌ای نه‌چندان قدیمی بارنگ خاکستری گچ‌هایش که تعدادی منقل کبابی و اشیای دیگر که نزدیک درب آن آویزان شده‌اند. وارد می‌شوم و از صاحب مغازه میان‌سالی که بر روی زمین نشسته و صدای فش فش گازی شعله‌ی آتشی که با آن میله‌ای را در حال گرم کردن دارد و صدایم را به‌سختی به او می‌رساند. از او می‌خواهم خودش را معرفی کند:

حسین عابدینی متولد 1344 هستم. از سن 10 سالگی این شغل را از برادرم آموختم و مشغول به کار هستم. پدرم مسگر بود و من مسگری را اصلاً بلد نیستم چون وقتی چهار سال داشتم پدرم فوت کرد و من وقتی‌که به سن مدرسه رسیدم هم‌زمان با درس خواندن نزد برادرم کار هم می‌کردم و به خاطر مشکلات مالی نتوانستم ادامه تحصیل بدهم و همین کار را ادامه دادم. هم سن و سال‌های من سه یا چهار نفر بودیم که این شغل را داشتیم.
چه چیز باعث شد که این کار را ادامه دادید؟ این کار را دوست دارم و من هر چیزی را که با ورق آهن سفید و استیل بخواهم می‌توانم بسازم. Continue reading

مسئول تولیدات دامی جهاد کشاورزی:
وجود 170 باشگاه سوار کاری در رفسنجان

شهرستان رفسنجان با قدمتی صد ساله در پرورش اسب کم کم تبدیل به یکی از قطب های اصلی این صنعت در کشور شده است. در نیم قرن اخیر و به خصوص از سالهای پایانی دهه هشتاد و دهه 90 تعداد زیادی از اهالی رفسنجان با ورود حرفه ای به این صنعت رونق خاصی به آن بخشیدند. در حال حاضر در رفسنجان و حومه ی آن نزدیک به 3هزار و ششصد راس اسب وجود دارد و نزدیک به هزار نفر در صنعت پرورش اسب رفسنجان مشغول به کار شده اند.
در رفسنجان وقتی بحث اسب پیش می آید دیدگاه مردم نسبت به این حیوان متوجه سرمایه گذاری است تا ورزش. هرچند که ورزش سوار کاری یکی از با نشاط ترین ورزش هاست که حالت روان در مانی هم دارد .
مسعود اسماعیلی مسئول تولیدات دامی جهاد کشاورزی شهرستان رفسنجان در گفتگو با سمن از این صنعت بیشتر می گوید:
با توجه به تاریخچه قابل توجه اسب در رفسنجان آیا اسب بومی هم در این منطقه وجود دارد؟
رفسنجان با توجه به قدمتی که در زمینه اسب داشته است قابلیت داشتن اسب بومی را هم پیدا کرده است. اسبی مجلسی پسند که هم کسی که بر اسب سوار است و کسی که اسب را تماشا می کند هر دو لذت می برند و تصوری از ذوالجناح می باشد و یعنی این که هم سر و هم دم بر افراشته است.و این مورد رفسنجانی پسند هست که این سلیقه در استان های دیگر از جمله اصفهان هم رواج پیدا کرده است.
اسب بومی رفسنجان چه ویژگی دارد؟
در سال های گذسته و حدودا 50 سال قبل اسب هایی از شهر های مجاور مانند سیرجان ، بم که بمی ها نسبت به اسب هایی که مربوط به خوانین بودند را نسل به نسل نگهداری می کردند وتوسط برخی از پیش کسوتان این عرصه وارد رفسنجان شد و اسب اصیل رفسنجان با مخلوطی از اسب های اصیل مانند اسب های عرب ، کرد و غیره به وجود آمد و بر اساس علاقمندی صاحبان اسب که علاقمندان خاص خود را داشت ودارد به وجود آمدند. Continue reading

گفت و گو سمن با علی ایشانی

آرمان اوضح _ امروزه بازار موسیقی داغ است وعده‌ای زیاد وارد این عرصه می‌شوند، از تب داغ خوانندگی گرفته تا آهنگسازی و نوازندگی. یکسری برای کسب هنر زندگی خود را بی منت وبا عشق صرف می کنند. عده ای هم برای معروف شدن مستقیم یا غیرمستقیم سراغ حاشیه رفته و سعی در ایجاد تنش در فضای موسیقی دارند. از طرفی فرهنگ سازی و آموزش صحیح برای سنین کم خصوصا در هنر بسیار مهم و ضروری می باشد و آموزش موسیقی از کودکی برای بعضی از والدین مهم می باشد. در این شهر کسانی هستند که آموزش موسیقی به کودکان برایشان اولویت محسوب می شود به این جهت به گفت وگو با یکی از این هنرمندان که دغدغه آموزش موسیقی کودکان دارد پرداختیم.
موسیقی را در گروه سرود شروع و در سال 63 تک‌خوان گروه صداوسیما بوده و از طریق واحد موسیقی امور تربیتی در جشنواره‌های موسیقی دانش آموزی استانی و کشوری رتبه‌های اول و دوم را کسب می‌کرده است.
علی ایشانی، متولد20/06/1353 رفسنجان. کارشناس موسیقی. آهنگساز، نوازنده، وی در حال حاضر مدرس دانشگاه فرهنگ و هنر کرمان، آموزشگاه‌های موسیقی کرمان، شهربابک و رفسنجان، فرهنگسرای مس می باشد.
ایشانی با سابقه تدریس در فرهنگسرای جوان کرمان، شهرداری سیرجان و خانه جوان رفسنجان که موفق به اخذ کارت صلاحیت تدریس ردرجه یک از وزارت فرهنگ و. ارشاد اسلامی شده به عنوان صاحب امتیاز و مدیر مسئول آموزشگاه ملودی، عضو وابسته یک خانه موسیقی ایران نیز است.
این هنرمند رفسنجانی در مکتب اساتیدی چون دکتر عماد توحیدی، بیژن کامکار، افشین کاشانی، فرهاد عندلیبی، مهرداد کریم خاوری، مسعود حبیبی، جلال ذوالفنون، خیام، دکتر پیروز ارجمند. مؤسسه دانشگاهی رسام هنر و … موسیقی را فرا گرفته است Continue reading

زهرا استاد نارویی:

 گروه هنر_ در مراسم رونمایی از آلبوم لالایی که با اجرای اساتید برجسته موسیقی ایران همراه بود اساتیدی و هنرمندانی از کرمان حضور داشتند.نارویی

در بین هنرمندان استان کرمانی زهرا استاد نارویی از مجریان شبکه استان که برنده تندیس بهترین چهره تلویزیونی در اولین جشن خانه هنر و گوینده برتر جشنواره بیستم مراکز استان‌ها می‌باشد حضور داشت.
بعد از اتمام اجرای موسیقی زنده و مراسم رونمایی از آلبوم از مجری شبکه کرمان خواستم تا نظرش را در این مورد بنویسد.
به نظرم یکی از بهترین کارهایی که می‌شد در حوزه موسیقی آن‌هم موسیقی فاخر انجام داد برگزاری کنسرت با حضور بزرگان موسیقی هست که خوشبختانه باهمت هنرمندان و مسئولان رفسنجان این مهم اتفاق افتاد و امیدوارم شاهد این‌گونه اتفاق‌های خوب باشم.
در مورد دو رویداد هنری یعنی برگزاری کنسرت و رونمایی از آلبوم به‌موازات هم تدبیر خوبی بود. صرف‌نظر از جزئیاتی که می‌توانست کار را زیباتر و مراسم رو شکیل‌تر کند، اقدام ارزشمندی بود. Continue reading

مدیر عامل خانه موسیقی ایران:

آرمان اوضح _ بعد از اجرای موسیقی اساتید برجسته ایران در تالار خیام ولی عصر رفسنجان برای شنیدن نظرات اساتید در باره مراسم رونمایی از آلبوم لالایی سراغ این اساتید در هتل جهانگردی رفسنجان رفتم.
بهداد بابایی در این باره گفت: استقبال خیلی خوب بود و من قبل از اینکه رفسنجان بیایم انتظار این‌چنین سالنی نداشتم که به لحاظ آکوستیک صدا مناسب باشد. شنونده‌ها بسیار خوب و آشنا با موسیقی بودند.
اردشیر کامکار ( نوازنده کانچه): بسیار برای ما خوشایند بود که آمدیم رفسنجان سعی کردیم اجرای خوبی داشته باشیم برای هم‌وطن‌های عزیزمان. سالن زیبا و مناسبی بود. مردم رفسنجان صاحب یک فرهنگ و پیشینه خوب و با هنر آشنا هستند. امیدوارم کنسرت‌های بیشتر و با سطح بالایی در رفسنجان برگزار شود . Continue reading

در حاشیه رونمایی از آلبوم لالایی

مهدیه کاردوست _ دوشنبه بیستم شهریورماه شاهد برگزاری کار بزرگ فرهنگی در رفسنجان بودیم. اجرای زنده اساتید مطرح موسیقی سنتی ایران به همراه رونمایی از آلبوم لالایی که کاری ست از گروه هزاردستان (دلنوای سابق).
این مراسم در سالن خیام دانشگاه ولیعصر (عج) با استقبال کم‌نظیر مردم و مسئولین همراه بود. به جرات می‌توان گفت این اولین کنسرت موسیقی سنتی بوده ست که تاکنون به این نحو در رفسنجان برگزارشده است.
بنا به برنامه‌ریزی‌های انجام‌شده شروع مراسم ساعت 19:30 اعلام گردیده بود که متأسفانه به دلیل تأخیر در حضور مردم (که البته به شکل یک قانون درآمده!) و عدم حضور به‌موقع مسئولین به دلیل برنامه‌های هم‌زمان در جای دیگر حدود یک ساعت به تعویق افتاد و همین امر باعث شد اجرای برنامه قبل از حضور مسئولین آغاز گردد.
حدود ساعت 20:20 خدادادی برنامه را معرفی و صحنه را به اساتید برای اجرای موسیقی واگذار کرد. نورپردازی و صدا به فضای داخل سالن انرژی مثبتی بخشیده بود. Continue reading

گفت و گوی سمن با اولین خانم راننده اتوبوس در استان

آرمان اوضح _ هرچند امروزه ديگر رانندگي خانم‌ها در جامعه تقريباً پذیرفته‌شده است ولي هنوز زياد در مورد رانندگي بانوان به‌خصوص از زبان آقايان حرف‌وحدیث‌هایی اعتراض گونه می‌شنویم. بااین‌حال بانواني هستند که خطي بر اين اعتراض‌ها کشيده و از رانندگي در سطح شهر با سواري را عبور كرده و راننده خط واحد شده و يا دل به جاده زده و راننده اتوبوس شده‌اند.
وي رانندگي را از دوران نوجواني و زماني که بی‌سروصدا ماشين پدر را سوار می‌شد و داغون شده تحويل می‌داد، آغاز كرده است. وي البته در آن دوران در ضبط پسته پدر با راندن تراكتور در نگاه اطرافيان در نقش دختري متفاوت ظاهرشده و تمام معادلات ذهني آن‌ها را به هم می‌ریخت.
او كه در میان‌سالی هنوز بااحساس از صداي اگزوز اتوبوس‌های ناسيونال می‌گوید تجربه رانندگي ماشين سنگين (اف هاش) در كنار برادرش در پرونده كاري خود دارد.
اين علاقه‌مندی به رانندگي وي را به رانندگي در آژانس و مدیریت آژانس بانوان می‌رساند و سرانجام می‌شود زهرا طالبي متولد 1353 زاده رفسنجان معروف به کاپيتان و اولين بانوي راننده اتوبوس مسافربري رفسنجاني كه سمن با او به گفتگو می‌نشیند:
چند سال مديريت آژانس بانوان را بر عهده داشتيد و چه شد که سراغ رانندگي در جاده رفتيد؟
حدود 12 سال که اين اواخر به دليل خستگي کار و علاقه زيادي که به رانندگي در جاده داشتم و احساس می‌کردم در جاده آرامشم بيشتر است.
چه سالي گواهينامه پایه‌یک گرفته‌اید؟
سال 86 ثبت‌نام کردم، امتحان تپه را قبول شدم و آن زمان فني هم داشت ولي من به دليل درمان بيماري پسرم نتوانستم ادامه دهم و پس از بهبودي پسرم سال 1394 دوباره ثبت‌نام کردم و امتحان تپه بار ششم قبول شدم البته در حال حاضر چون آموزشگاه‌ها آموزش می‌دهند این‌قدر سخت نيست.
چرا شش مرتبه؟
چون در آزمون سخت‌گیری براي بانوان بيشتر بود.
در حين برگزاري آزمون مردها هم اعتراض داشتند؟
سري آخري که امتحان تپه قبول شدم من سه دور تپه را چرخيدم و قبول شدم. ولي بعد يکي از آقایان اعتراض کرد که شما پارتی‌بازی کرده‌اید و چون خانم بوده قبولش کرده‌اید درصورتی‌که بقيه را نيم تپه امتحان می‌گرفت. اين آقا گفت من بايد در رکاب ماشين بنشينم و ببينم و خودش آمد در رکاب ماشين (کمپرسي) ايستاد و منم دوباره دور تپه دور زدم و آمدم پايين و بعد گفت خدايي حقتان بود. ناگفته نماند بااین‌همه اعتراض سرهنگ کارتکسش را پاره کرد.
آزمون اتوبوس دفعه چندم قبول شديد و چند نفر خانم به‌جز شما بودند؟
اتوبوس هم دفعه دوم قبول شدم. من بين 40 نفر مرد تنها زني بودم که رفته بودم با اتوبوس ناسيونال امتحان دهم.
وقتي قبول شدم درجه‌دار گفت شما مردها هرکدام 10 مرتبه رد شديد ولي اين خانم بار دوم قبول شد.
گواهينامه پايه دوم من و خواهرم وقتي 18 ساله بوديم امتحان دادیم من با آیین‌نامه مشکل داشتم ولی خواهرم بار اول قبول شد و رفت براي شهر ولي رد شد و بار دوم باهم قبول شديم.
وقتي براي اولين بار راننده اتوبوس شديد احساس خودتان چه بود؟
بعد از قبولي رفتم دنبال پرونده‌ام که گم‌شده بود و کلي استرس داشتم و مجبور شدم پرونده‌ام که بين کمد و ديوار بود پيدا کنم.
وقتی‌که دفترچه اتوبوس را گرفتم تنها دغدغه‌ام اين بود که کجا بروم کارکنم که امنيت داشته باشم.
البته من هنوزِ تا راننده حرفه‌ای شوم خيلي زمان نياز هست. اگر کسي اشکال کارم را بگويد ناراحت نمی‌شوم اولين بار سخت‌ترین خط را انتخاب کردم. مرز جنوب بود با اتوبوس اسکانيا مدل 87 دنده ريبلي حدود 4 ماه در اين خط کارکردم تا با سختي کار آشنا شوم.
خاطره‌ای جالب داريد؟
بله. یک‌بار مسافران رفسنجان مشهد بين راه خانمي خواب بود بيدار د و ديد من راننده هستم شروع کرد به جیغ‌وداد کردن و اعتراض زياد و منم گفتم اگر اعتراض داريد اولين ايست و بازرسي اعلام کن و پياده شد و به‌دروغ گفت اين راننده ويراج و سرعت غیرمجاز می‌رود افسر هم گفت اگر به‌جز شما دو نفر ديگر هم معترض باشند مدارک راننده مصادره می‌شود که همه اعتراض کردند و دختر آن خانم هم عذرخواهي کرد.
البته برخورد افرادي که مسن‌تر بود بهتر بود و خيلي هم تشکر می‌کردند.
برخورد پلیس‌راه‌ها با شما چگونه بود؟
بعضي پلیس‌راه‌ها برای اول بود می‌دیدند يک راننده اتوبوس خانم و بيشتر هم با احترام و خوبي برخورد می‌کنند.
چه زماني حق با راننده هست؟
اکثر اوقات حق با راننده هست و بعضي مسافرها توقع‌های بی‌جایی از مهماندار و راننده دارند.
برخورد راننده‌های ديگر چگونه است؟
همکارهاي خوبي دارم. منم سعي می‌کنم برخورد مناسبي داشته باشم حتي ازنظر ظاهري و من باعلاقه لباس فرم را می‌پوشم و افتخار هم می‌کنم. درصورتی‌که عده‌ای از پوشيدن لباس فرم فرار می‌کنند.
واکنش خانواده و اقوام چه بود؟
مادر و فرزندم مشوق‌های اصلي من بودند و هستند اقوام هم مخالف نيستند فقط دلواپس هستند از طرفي هم برادرم راننده جاده هست و اين نگراني دوچندان شده است به‌عنوان‌مثال ما در سه هفته گذشته سه تا اتوبوس واژگون شده اقوامم نگران و با من تماس می‌گیرند تا از سلامت من آسوده‌خاطر شوند.
اين حادثه‌ها چه کساني مقصر هستند؟
بيشتر راننده‌های سواري که مسافر افغانستاني دارند يا به‌اصطلاح خودمان افغاني کش ها هستند و البته بعضي مواقع هم خواب‌آلودگی راننده مسبب بيشتر حادثه‌هاست و جاده هم باعث حادثه می‌شود. متأسفانه چند روز پيش هم شاهد حادثه‌ای بوديم که چند تن از نوجوانان نخبه کشورمان را از دست داديم.
اين افغاني کش ها چه‌کار می‌کنند؟
اذيت می‌کنند. مخصوصاً شيف 2 که شب هست از نائین که ميايند جلو ماشين ويراژ می‌روند گاهي اوقات با نيروي انتظامي درگير می‌شوند و تيرانداز می‌شود و يا لاستیک‌های عقب ماشين را می‌زنند که اگر به‌موقع رسيدگي نمی‌کردم دچار حادثه می‌شدیم و دود زا و ميخ در جاده می‌ریزند، اجسام تيز سمت ماشين پرت می‌کنند، جلو ماشين یک‌دفعه ترمز می‌کنند چند وقت پيش شاهد تصادف اين ماشین‌ها بودم.
پس اين ماشین‌های افغاني کش ها باعث حادثه می‌شوند؟
بله علاوه جان خودمان، جان مسافرها درخطر هست و از جهتي اتوبوس هم امانت و بايد پاسخگو باشم. بعضی‌اوقات اجسام تيزي سمت شيشه پرت می‌کنند که باعث خسارت می‌شود.
شيفت يک و شيفت دو از چه مسيري هست؟
شيفت يک از کرمان تا نايين و شيفت دو از نايين تا کرج از آن‌طرف از کرج تا نايين شيفت يک و از نايين تا کرمان شيفت دو می‌باشد.
قبلاً شاهد اين بوديم ردیف‌های اول و دوم مختص مسافران خانم بود به چه دليل؟ در حال حاضر پلیس‌راه نمی‌گذارد نظرتان چيست؟
این‌یک توهين به راننده و ديگر مسافرهاست. البته گاهي اوقات با کمبود جا مواجه می‌شویم و بانواني که مسن هستند و نمی‌توانند در ردیف‌های وسط بنشينند و يا خودشان اعتراض و يا خواهش می‌کنند که به دليل کسالت نمی‌توانند در ردیف‌های وسط بنشينند و می‌خواهند جلو باشند بعضي مسافرها اذيت می‌کنند و می‌نشینند جلو و باعث شد دفتر راننده را بگيرند. سه رديف اول نبايد خانم بنشيند.
یک‌زمانی اتوبوس 25 مسافر خانم دارد و نمی‌شود ردیف‌های جلو خالي باشد اين هم مشکل شده است. هزينه چند صندلی مبلغ قابل‌توجهی است.
از راننده‌های ديگر شنیده‌اید که به شما يا به همکاران ديگر بگويند راننده خانم هست و بايد ترسيد چپ نکند و این‌جور صحبت‌ها؟
خير. خوشبختانه همکاران خوبي دارم و بسیار قابل‌احترام و خدا رو شکر راننده‌های خط کرمان خيلي خوب هستند.365
با چه راننده‌هایی کارکرده‌اید؟
از اول با آقاي رضا محمدرضايي واقعاً استاد من بودند بعد با آقاي اميد محمدي که همسرم هستند و بعد با آقاي شفیع‌آبادی و آقاي طالبي والان هم با آقاي ميرزايي کار می‌کنم.
چگونه شد با آقاي محمدرضايي کارکردید؟
با آقای سلماني مديريت پايانه مسافربري رفسنجان صحبت کردم و درخواست کردم راننده‌ای معرفي کند که مطمئن باشد البته با پشتوانه آقاي سلماني دفترچه اتوبوس گرفتم. آقاي سلماني با آقاي حسني صحبت کردند و از بين راننده‌های خط مرز که همگي هم خوب بودند آقاي محمدرضايي را معرفي کرد و حدود 4 ماه کارکردم.
مسافرها کسي هم بود به دليل این‌که شما راننده هستيد دچار استرس و ترس شود؟
اوايل بله. ولي حالا اکثر مسافرها دائمي هستند و عادت کرده‌اند و اعتماد دارند.
جالب‌ترین خاطره‌ای که داريد چه بوده است؟
پيرمردي که از سادات بود و خادم امام رضا و آمده بود تهران آن روز خط‌ها شلوغ بود و بلیت پيدا نمی‌کرد به من گفت دخترم اگر مرا ببري دعايت می‌کنم چون جا نبود گفتم رديف اول کنار راننده می‌توانی بنشيني گفت بله. صندلي جلو اذيت می‌شد و من براي استراحت نرفتم و پيرمرد را فرستادم قسمت استراحتگاه اتوبوس وقتي در يزد پياده شد به من گل خشک‌شده‌های حرم امام رضا هديه داد و گفت دعا می‌کنم اگر آبرويي در پيشگاه خداوند و امام رضا دارم دو سه روز آينده امام رضا بطلبه و بروي زيارت. دقیقاً سه روز بعد سرويسي براي امام رضا راننده نداشت و من رفتم و وقتي براي زيارت رفتم آنجا ديدمش و براي تشکر غذاي نذري حرم مرا دعوت کرد و اين غذا خوشمزه‌ترین غذايي بود که تابه‌حال خورده بودم.
تابه‌حال مشکل فني براي اتوبوس پیش‌آمده که شما نتوانسته باشيد از پس آن بربياييد؟
بله چند باري مشکل پيش آمد و راننده اصلي را در جريان گذاشتم و مشکل برطرف شد.
تابه‌حال دچار حادثه شده‌اید؟
خدا رو شکر خير.
سختي کارتان را تا چه حد برآورد می‌کنید؟
ازنظر خودم جزو اولين مشاغل سخت دنياست، مسئولیتی که داريم و بيمه ما بيمه تفريحي گردشگري است و سختي کار نداريم، 30 سال بازنشستگي هست و گاهي اوقات چندين شب پشت سر هم بی‌خوابی در جاده اذيت کننده است.
اگر راننده‌ها مشکلي داشته باشند نهادي که مراجعه می‌کنید چه هست؟
سازمان اداره حمل‌ونقل کرمان و اداره راه و مسافر.
مشکل استراحتگاه هم داشته‌اید؟
آقايان در جعبه اتوبوس راحت می‌توانند استراحت کنند ولي من نمی‌توانم. وقتي می‌رسم کرج ساعت 5 بايد تا 8 منتظر باشم مسئول حراست بيايد و هماهنگ کند براي نمازخانه تا می‌رسم نمازخانه ساعت 10 شده و يک ساعت بعد براي نظافت با جاروبرقي و بعدش هم نمی‌شود استراحت کنم.
شما به‌عنوان يک بانوي ايراني نظرتان در مورد حضور بانوان در ورزشگاه چيست؟
اين تبعیض‌ها براي ما سخت و ناراحت‌کننده است. من در منزل دختر هستم، مادر و پرستار و آشپز هستم و مديريت خانه را هم داشته باشم و به کار هم برسم. البته همسرم شرايطم را درک می‌کند و خيلي وقت‌ها در انجام کارها کمکم می‌کند.
در آخر از خانواده‌ام خصوصاً پسرم و مادرم و همسرم و آقاي سلماني تشکر می‌کنم که مشوق‌های اصلي من بودند و همواره پشتيبانم هستند.

در گفتگوی اختصاصی سمن با رییس اداره راه و شهر سازی

در آستانه فرارسيدن هفته دولت براي آشنايي با يكي از ادرات دولتي كه پرسش‌های زيادي در ذهن شهروندان در خصوص وظايف آن وجود دارد، با رئيس اداره” راه و شهرسازي” رفسنجان گفتگويي انجام داديم. اداره‌ای كه در پس ادغام پياپي چند وزارت خانه در سال‌های قبل به اين نام شناخته می‌شود. علی عباسی پور حدود 2 سال ونیم است که رئیس اداره راه و شهرسازی رفسنجان می‌باشد. به دليل طولاني بودن اين گفتگو در اين شماره بخش مربوط به شهرسازي و در شماره بعد به بخش راه می پردازیم.
وظيفه اداره راه و شهرسازي چيست ؟
به‌طورکلی می‌توان گفت كه وظايف اين اداره در موارد ذيل خلاصه می‌شود: انجام مطالعات و تحقيقات براي ايجاد راه‌های جديد و وسيع ،بزرگراه و مناطق فاقد راه در بيرون از شهر، راه‌های روستايي، فرودگاه‌ها و کشتی‌رانی و … توسعه و تکميل راه‌های روستايي، ارتفاع راه هاهمچنین انجام مطالعات درزمینهٔ مسکن و شهرسازی، نظارت بر چگونگي اجراي طرح‌های شهرسازی و معماري و رعايت قوانين و مقررات آن، ساخت و توسعه مسکن، ساماندهي بافت‌های فرسوده شهري بررسي وضعيت حاشیه‌نشینی شهرها و مشکلاتي که براي شهرها به وجود می‌آورند و تشکيل ستاد با حضور مسئولین شهرستان و استان براي حاشیه‌نشینی، بررسي و ارائه راهکار، تأمین زمين براي طرح‌های مختلف از قبيل مسکوني، صنعتي، دامي، کشاورزي در حريم و محدوده شهر ، حفظ و حراست از اراضي ملي و دولتي در محدوده و حريم شهرها خلاصه‌ای از وظايف اداره راه و شهرسازي می‌باشد.
بنا به گفته‌ی خودتان، شما خارج حريم و محدوده شهر وظیفه‌ای ندارید؟
نه. خارج از حريم شهرها به عهده وزارت جهاد کشاورزي می‌باشد.
بنياد مسکن به اداره شما مربوط نمی‌شود؟
خير، یک‌نهاد انقلابي است که به‌فرمان امام خميني تأسیس شد که ساماندهي مسکن روستايي را انجام می‌دهد.
ارتباط شما با مسكن شهري چيست؟
در مورد مسکن شهري از ابتداي دولت نهم بحث واگذاري زمين براي ساخت مسکن ممنوع و در قالب مسکن مهر کارکردند که در بعضي از نقاط کشور پروژه مسکن مهر به پايان رسيده و در بعضي نقاط هنوز در حال ساخت يا نیمه‌تمام است.
سياست دولت فعلي اين است که امسال مسکن مهر را به اتمام برساند و هر جا که نواقصي هست تکميل کند.
رابطه و همكاري اداره راه و شهرسازي با شهرداري و شوراي شهر چگونه تعريف مي شود؟ آیا همکاري دارند؟
شوراي عالي معماري و شهر سازي، شورايي است که در وزارت راه و شهرسازي مستقر است و هرگونه کاري که انجام مي شود براي بررسي وضعيت يک شهر بايد طرح تعريف شده داشته باشد (طرح جامع و طرح تفصيلي) طرح جامع و طرح تفصيلي را شوراي عالي معماري و شهرسازي بايد مصوب کند بعد براي اجرا در اختيار شهرداري قرار بگيردو نظارت بر اجرا وظيفه اداره راه و شهر سازي مي باشد.
پس اداره راه و شهرسازي نظارت بر ساخت و ساز شهري و معماري شهري دارد؟
بله، وظيفه اصلي اين اداره است. Continue reading

رییس هیات مدیره انجمن داستان استان کرمان:

کارگاه آموزشی داستان نویسی استان با حضور جمعی از داستان نویسان استان به میزبانی مس منطقه کرمان در فرهنگسرای مس سرچشمه برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی مس منطقه کرمان ،رییس هیات مدیره انجمن داستان استان کرمان با اشاره به برگزاری این کارگاه سه روزه گفت: 18 نفر از سراسر استان به اضافه داستان نویسان رفسنجان و سرچشمه که جمعا 30 نفر بودند در این کارگاه شرکت کردند.
مهدی محبی کرمانی در حاشیه برگزاری کارگاه آموزشی داستان نویسی در فرهنگسرای مس سرچشمه، اظهار کرد: یکی از برنامه هایی که در مجموع وظایف انجمن داستان است آموزش داستان نویسی به جوانان پرانگیزه و پراستعداد و با خلاقیت می باشد.
وی افزود: این ظرفیت باید بر اساس تکنیک داستان نویسی مورد آموزش قرار گیرد و بر این اساس هماهنگی هایی با روابط عمومی مس منطقه کرمان شد و مس منطقه کرمان که همیشه حامی فرهنگ و هنر استان هستند از این جریان استقبال و کارگاه سه روزه ای در سرچشمه داشتیم و داستان نویسان در آن شرکت کردند. Continue reading